مقالات
یکشنبه, 06 اسفند 1396 ساعت 17:30

قصر شیرین در قرن بیستم

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

قصر شیرین در قرن بیستم (1900 تا 2000 میلادی)

شهر قصر شیرین به نام یک پدیده اجتماعی تحت عواملی چند در طی زمان به وجود آمده و در دوران وجودی خود ، پستی و بلندی های فراوانی را تجربه کرده است. زمانی بین تمدن های بین النهرین و تمدن های داخلی فلات ایران نقش رابط و چهارراهی را ایفا نمود که راه های شرق به غرب و شمال به جنوب از درون آن می گذشتند و خود در درون امپراتوری بزرگ ایران باستان جای خاص خود را داشت. اما زمانی هم به عنوان شهر مرزی ایفای نقش نموده که هنوز هم این نقش را دارا می باشد.

هر پدیده اجتماعی، نه از یک عامل، بلکه از چندین عامل که در کنار هم قرار می گیرند به وجود می آید. پدیده های اجتماعی – همانطور که از اسمشان پیداست _ به دست یک فرد به وجود نمی آیند. ازبین رفتن آن ها نیز به وسیله ی یک فرد انجام نخواهد گرفت و هیچ فردی به تنهایی نمی تواند یک پدیده اجتماعی را از بین ببرد.

پدیده های اجتماعی تا زمانی که مورد نیاز جامعه باشند به حیات خود ادامه می دهند . زمانی هم که جامعه به وجود آن ها نیازمند نباشد، هیچ فرد و گروهی از نابودی آن ها نمی تواند جلوگیری کند.

شهر قصر شیرین هم طبق همین اصل اجتماعی در طی زمان طبق عواملی توانسته است که به رشد و بالندگی خود با قدرت تمام ادامه دهد و در زمانی یا زمان هایی نیز کم رونق و کم رمق به حیات خود ادامه داده اما نابود نشده و ازبین نرفته است. چنان که ما در حال حاضر نظاره گر وجود او هستیم. در این بحث، کار به دوران باستان و گذشته های دور و دراز آن که مملو از حوادث می باشد نداریم .

بحث ما راجع به وضعیت این شهر در سده بیستم میلادی – تقریبا سال های 1280 تا 1380 ه.ش – می باشد. سده ای که چند سالی بیش از آن نگذشته است. در دورانی که قصر شیرین به نام یک شهر مرزی راز و رمزهای بسیاری را در دل خود نهفته دارد. از جمله حوادث، دو جنگ بزرگ جهانی اول و دوم که قصر شیرین در غرب کشور یکی از محورهای اصلی دول متخاصم بود و در این رابطه صدمات جبران ناپذیری را متحمل گشت. در جنگ جهانی اول 1914 -1918 میلادی، قصر شیرین به طور کلی خالی از سکنه شد و مردم آن به داخل کشور پناه بردند و از شهر جز تلی خاک به جا نماند. این شهر تا سال ها پس از جنگ جهانی اول نتوانست به حالت قبل خود برگردد. هنوز زخم های جنگ جهانی اول بر بدنه شهر التیام نیافته بود که یک باره جنگ جهانی دوم 1939 -1945 میلادی- که در ایران و منطقه غرب به نام شهریور بیست (1320) معروف است – مجدداًشهر قصر شیرین را به حال اغما فرو برد. اما این بار همه مصائب و مشکلاتی که از خارج به شهرهای مرزی ایران از جمله قصر شیرین وارد شد، چون عوامل رشد شهر فراهم شده بود در طی مدت زمان تقریبا کوتاهی شهر در جاده رشد و رونق قرار گرفت و توانست علاوه بر جبران خرابی ها، به ساختن و رشد و توسعه خود ادامه دهد.

عوامل رشد:

  1. مرز بودن
  2. مرکز شهرستان بودن
  3. مرکز اداری و تجاری بودن
  4. اکتشاف و استخراج بودن
  5. همجوار بودن با رودخانه ی پر آب الون
  6. قشلاق ایل بزرگ سنجابی بودن
  7. مبادلات مرزی
  1. مرز بودن : ترانزیت؛عبور و مرور انسان و کالا از ویژگی های درجه اول رشد شهرهای مرزی می باشد. بعد از جنگ جهانی دوم،مرز قصر شیرین به شدت فعال بود. تردد زوار عتبات عالیات و کالا از این مرز رواج داشت و از درآمد رسمی عبور افراد و کالا درصدی هم به خود شهر قصر شیرین تعلق می گرفت که در توسعه سازمان ها و دوایر دولتی و شهر سازی نقش به سزایی ایفا نمود. مرز بودن و گرمسیر بودن باعث شده بود از شهرهای دور و نزدیک افرادی که به کار کشاورزی و باغداری مشغول بودن در زمستان که فصل بیکاری آنان شروع می شد، رو به قصر شیرین نهاده و به مبادله کالا به صورت غیر رسمی از مرز می پرداختند و بدین وسیله کسب درآمد می نمودند. به همین دلیل جمعیت شهر قصر شیرین در زمستان ها بیشتر می شد.
  2. مرکز شهرستان بودن: در گذشته شهرستان قصر شیرین توسعه بیشتری داشت و از روستای پاتاق تا دشت ذهاب، دیره تا محدوده ی گیلانغرب و سومار و تا محدوده ی ایوان را شامل می شد و از لحاظ اداری و سازمان های دولتی تمامی این مناطق با قصر شیرین ارتباط داشتند و آمد و رفت ها و تماس های آنان خود باعث رونق شهر می شد. اما با جدا شدن سرپل ذهاب و جدا شدن بیش از یکصد و بیست آبادی از قصر شیرین، ضربه ی زیادی به اقتصاد این شهر وارد آورد. از طرف گیلان غرب نیز به خاطر نزدیکی قصر شیرین به گیلان غرب نسبت به فاصله اسلام آباد غرب تا گیلان غرب، ارتباط مردم گیلان غرب با مردم قصر شیرین بیشر بود و حداقل روزانه دو دستگاه اتومبیل بین گیلان غرب و قصر شیرین در تردد بودند .
  3. مرکز اداری و تجاری بودن : شهر قصر شیرین در بین شهرهای غربی استان از نظر دایر شدن ادارات دولتی مانند مدارس در مقاطع تحصیلی مانند دبستان و دبیرستان پرچم دار بود و این ادارات و سازمان ها باعث جذب جمعیت و ارتباط با قصر شیرین می گردیدند. در نتیجه در وضع اقتصادی اجتماعی شهر موُثر واقع می شدند از طرف دیگر تجاری که با واردات سر و کار داشتند، بیشترشان نمایندگی هایی که عمدتاً پرسنل آنان از مردم بومی قصر شیرین بودند دایر نموده و فعالیت اقتصادی داشتند .
  4. اکتشاف و استخراج نفت : منطقه ی نفت خیز نفت شهر و نفت خانه ( عراق) در سال 1306 ه. ش در قصر شیرین کشف شد . این منطقه نفت خیز در جنوب غربی دامنه ی کوه های زاگرس واقع شده و تقریباً نصف آنان در طرفین هر یک از خطوط مرزی ایران و عراق گرفته اند. از سال 1308 استخراج نفت در منطقه ی نفت شهر به وسیله " شرکت نفت ایران و انگلیس " به سرپرستی « ویلیام دارسی » معروف انجام گرفت. نفت شهر در هفتاد کیلومتری قصر شیرین و در دویست و شصت کیلومتری کرمانشاه قرار دارد. نام قبلی نفت شاه – نفت شهر کنونی – منصور آباد طیفه بود. بعد از ملی شدن صنعت نفت -1332 ه.ش – و تغییر نام آن به نام "شرکت ملی نفت" ایران، اداره عملیات منطقه کرمانشاه – نفت شاه_ و همچنین تمام منطقه جنوب را به عهده گرفت . اما بعداً در سال 1333 وقتی قرارداد نفت با کنسرسیوم به امضاء رسید، شرکت ملی نفت ایران منطقه نفت شهر و پالایشگاه کرمانشاه را حفظ نمود و از آن تاریخ تاکنون استفاده از آن منطقه بدون انقطاع ادامه داشته است-( به استثنای مدتی کوتاه در زمان جنگ ایران و عراق)- .

پس از تحویل گرفتن منطقه ی نفت شاه ، شرکت ملی نفت ایران تصمیم گرفت نفت کوره را به جای بازگردانیدن به چاه ها که تا آن «تاریخ معمول بود»، برای مصرف داخلی کشور تولید نماید. برای این منظور یک خط لوله چهار اینچی که نفت شاه را به کلانتر مربوط می نمود ، احداث گردید و نفت کوره برای توزیع با نفت کش های جاده پیما به این محل انتقال یافت و تا سال 1349 ه.ش ادامه داشت. تاسیسات استخراج نفت در نفت شاه و تلمبه خانه های بین راه به کرمانشاه که از سال 1312 به طور کامل شروع به کار نمودند، جمعیت زیادی را چه در نفت شاه و چه در تلمبه خانه های آن جذب و مشغول کار شدند ، دور خود گرد آورد که می توان گفت تمامی احتیاجات خود را از قصر شیرین تامین می کردند. کامیون خوار و بار نفت شهر که روزهای چهارشنبه به قصر شیرین به قصد خرید می آمد، مقدار زیادی از ما یحتاج مورد نیاز مردم نفت شاه را از قصر شیرین خرید می کرد، روز چهارشنبه به خصوص برای میوه و سبزی فروش ها، روز کلی فروشی بود که مغازه داران نفت شاه از قصر شیرین خرید می کردند. فرزندان بیشتر برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان به قصر شیرین می آمدند و در تمام دوران تحصیل دبیرستانی خود در قصر شیرین ساکن می شدند. عبور و مرور مردم و پرسنل شرکت نفت و اتومبیل هایی که به طور مستمر بین کرمانشاه و نفت شهر در ارتباط بودند، همگی از قصر شیرین عبور می کردند و نیازهای خود را از این شهر تامین می نمودند. این روند تا سال 1339 ه. ش ادامه داشت. از این سال به بعد دستگاه های جدید که نیروی انسانی کمتری لازم داشت – تقریباً اتوماتیک- به کار گرفته شد، در نتیجه از جمعیت نفت شهر و تلمبه خانه های آن به طور چشمگیری کاسته شد، و یکی از منابع در آمد شهروندان قصر شیرین از بین رفت .

  1. رودخانه ی الون-حلوان- : یکی از عوامل اصلی و اساسی وجود قصر شیرین رودخانه ی الون می باشد. اگر این رودخانه ی پر آب نبود ، قصر شیرین در چنین مکانی امکان وجود نمی یافت. این رودخانه از قرن های دور در این مسیر جریان داشته و در مسیر خود باعث تجمع انسان ها در مکان هایی نزدیک به خود شده است، که یکی از این اماکن، شهر قصر شیرین می باشد. با نگاهی نه چندان علمی هم می توان نقش اصلی و اساسی آن را در عمران و آبادی قصر شیرین دید. از سرچشمه ی آن – ریژاب – به بعد ، به طرف سر پل ذهاب و قصر شیرین تا مرز ایران و عراق در اطراف آن درختان مثمر و غیر مثمر به برکت آب و رطوبت آن به وجود آمده اند. در جاهایی که انسان ها در محدوده ی آن زیسته اند ، - ده و شهر- با دخالت در کاشت درختان باعث به وجود آمدن باغ های میوه به خصوص در محدوده ی قصر شیرین به طرف مرز ایران و عراق شده اند و در کناره و پیچ و خم های رودخانه، باغ های نخل و مرکبات، زیبایی خاصی به بستر طبیعی رودخانه داده اند. از منطقه خانقین تا ریژاب ، در کنار رودخانه ، درختان انجیر به صورت خودرو در گذشته های دور وجود داشته که به همین دلیل در گذشته به این منطقه " انجیرستان " نیز می گفته اند.

می دانیم که زمین های محدوده ی قصر شیرین برای کشاورزی از حاصل خیزی فراوان برخوردار نیستند، به طور کلی از لحاظ تقسیم زمین های کشاورزی به درجات مختلف قصر شیرین دارای زمین درجه یک و دو که از حاصل خیزی بیشتر و بهتری برخوردار می باشد، محروم است. از طرفی هم بستر رودّخانه در سطح پایین تر از زمین های کشاورزی قرار دارد و جز در محدوده ی کوچکی که جنب رودخانه می باشد، آب رودخانه به آن ها مسلط نمی باشد و زمین های کشاورزی آبی در آن کم است. آب رودخانه در گذشته های نه چندان دور خیلی بیشتر از مصرف آن برای آشامیدن و کشاورزی بود. هم جمعیت کم بود و هم امکانات استفاده از آن برای کشاورزی مانند امروز نبود. بنا بر این آب روزخانه در تابستان هم به حدی بود که شاید بتوان گفت ده سنگ آسیاب را به چرخش در می آورد. اما در سال های اخیر که تکنولوژی بهره برداری از آب رودخانه بسیار پیشرفت کرده است، با استفاده از این فناوری در امر کشاورزی در روستاهای قبل از قصر شیرین، آب رودخانه تقریباً به صورت فاضلابی بی رمق و متعفن در آمده ، کهاگر اوضاع به همین روال پیش برود، باغ های قصر شیرین تا مرز (تنگاب نو) در خطر نابودی قرار خواهند گرفت. راه جلوگیری از خطر بی آبی رودخانه در تابستان ایجاد سد مخزنی در روی رودخانه می باشد که اگر مسئولین امروز به فکر آن نباشد در آینده با فاجعه ی بی آبی رودخانه در تابستان مواجه خواهند شد. این سد هم جلوی بی آبی را در تابستان خواهد گرفت و هم با بالا آمدن سطح آب رودخانه در پشت سد امکان توسعه کشاورزی قصر شیرین فراهم خواهد شد .

  1. ایل سنجابی : این ایل که چند قرن است در استان کرمانشاه حضور دارد –از زمان اواخر حکومت صفویه تا کنون- محل قشلاق او در منطقه خان لیلی و باغچه و قطار تا مرز سومار- جنوب شرقی قصر شیرین- از یک سو و از سوی دیگر در جنوب قصر شیرین منطقه ی قلعه سبزی تا مرز خسروی، در دو سوی رودخانه ی الون مستقر می شوند. در گذشه مردم قصر شیرین آنان را به نام : پائیزه برا – برادران پائیزی- می نامیدند. چون ایل با کوچ بهاره به سوی ییلاق می رفت و تا پاییز بر نمی گشت، ایل کوچ را سنجابی مانند تمامی ایلات کوچ رو ایران به شغل دامداری و گله داری اشتغال دارند و وجود آنان با تولید مواد لبنی و گوشتی و سایر فرآورده های دامی باعث رونق اقتصادی می گردد. این ایل نیازهای خود را زمانی که در قشلاق به سر می برد، از شهر قصر شیرین تأمین می کرد. اما در حال حاضر سازمان امور عشایری اقدام به تشکیل شرکت تعاونی عشایری برای آنان نموده و نیازهای عشایر به وسیله این شرکت تعاونی تأمین و کمتر احتیاج به بازار قصر شیرین در طول اقامت زمستانی آن ها در منطقه دارند. این نیز یکی دیگر از کانال های در آمد اقتصادی شهر قصر شیرین بود که به این وسیله مسدود گردید.
  2. مبادلات غیر رسمی مرزی : ( ظاهراً عده ای در مقطعی خاص با واسطه گری به نوایی می رسند اما برای کل جامعه زیان بار و اثرات تخریبی اقتصادی آن جبران ناپذیر است) در گذشته به خصوص در دوران ملک فیصل در عراق، بندر بصره به صورت بندر آزاد فعالیت می کرد. دولت عراق حق گمرکی ناچیزی بر کالاهای وارداتی به این بندر بسته بود. در نتیجه از اقصی نقاط آسیا – هند،چین،هنگ کنگ،اروپا و ... –کالاهای مصرفی فراوانی به این بندر وارد و به وسیله تجار عراقی به داخل عراق و مرزهای ایران وارد می شد. مرزنشینان هم از طولانی بودن مرز ایران و عراق و عدم کنترل مأمورین دو کشور اقدام به مبادله ی این کالاها به صورت غیر رسمی می نمودند. نمونه هایی از این قبیل اجناس –انواع چای از هندوستان ، انواع پوشاک و پارچه وچینی از چین، انواع اسباب بازی از هنگ کنگ، انواع وسایل آرایشی از اروپا به خصوص فرانسه و انگلیس – در یک جمله آنچه که از این طریق وارد ایران می گردید، اولاً ارز زیادی از مرز بدون کنترل خارج می نمود . در ثانی آنچه هم که وارد می شدوسایل مصرفی لوکس و تقریباً غیر ضروری محسوب می شد که عدم مصرف آن ها هیچ ضرری به جامعه وارد نمی کرد. همین مسأله –ورود غیر رسمی کالا از مرز- علاوه بر ضرری که به ارز مملکت وارد می نمود، ضرر اساسی تر و ریشه ای تری داشت و آن این که مردم به اشتغال کاذب، دلالی و واسطه گری عادت کرده و به دنبال کارهای زیر بنایی و سازنده نمی رفتند. این چنین افراد هیچ گاه کار کشاورزی و باغداری را انتخاب نمی کردند، چون زحمتش نسبت به کار دلالی بیشتر و زمان بازدهی سرمایه گذاری آن نسبت به کار دلالی طولانی تر بود. به همین دلیل می بینیم زمانی که مرز بسته شد این چنین افراد کاری یاد نگرفته بودند که به وسیله آن بتوانند امرار معاش کنند. ضرر دیگر این که زمین هایی که در اطراف قصر شیرین وجود داشت، می شد با اندک زحمتی آن ها را برای کار کشاورزی مساعد نمود، اما هیچ کس زحمت کار روی آن و آماده کردن آن برای کار کشاورزی را به خود نمی داد. بنا براین می بینیم که بعد از جنگ تحمیلی مکان هایی که کار اصلی آنان کشاورزی و دامداری بود، به سرعت به حال اولیه خود بازگشتند و با کار بر روی زمین در مدت کوتاهی توانستند شهر و روستاهای خود را آباد نمایند. نمونه این مورد، روستاهای مرزی دشت ذهاب و شهر سرپل می باشند که رونق دوباره خود را به دست آوردند. اما در قصر شیرین تنها عده ای معدود که باغداری و کشاورزی داشتند توانستند به زندگی در محل – قصر شیرین – ادامه دهند و از آن جمعیت مبادله کنندگان و دلالان کالا و فروشندگان کالاهای خارجی اثری باقی نماند.

حوادثی که موقعیت اقتصادی – اجتماعی قصر شیرین را تضعیف نمودند:

  1. اولین حادثه که ضربه بزرگی به موقعیت اقتصادی – اجتماعی قصر شیرین وارد نمود، کوچ بیش از نیمی از کلیمی های ساکن قصر شیرین به اسرائیل تازه به وجود آمده بود. در این راستا صاحبان سرمایه که در امر صادرات و واردات کالا در قصر شیرین فعالیت داشتند، اجزاء اصلی کوچ کننده ها بودند. این کوچ به تشویق و راهنمایی آژانس یهود در سراسر جهان انجام گرفت(1950-1948 میلادی)
  2. دومین حادثه که ضربه به اقتصاد قصر شیرین وارد نمود، کودتای عبدالکریم قاسم در عراق بود که به پادشاهی ملک فیصل پایان داد و رژیم جمهوری را در عراق روی کار آورد. این اتفاق در چهارم ژوئیه سال 1958 میلادی رخ داد (23 تیرماه 1336). بعد از روی کارآمدن عبدالکریم قاسم، روابط ایران و عراق به تیرگی گرایید و مرز ایران و عراق(به خصوص مرز خسروی)تقریباً به طور کامل بسته شد و عبور زوار و کالا قطع گردید و به دنبال این مسأله دومین کوچ تجار و بازاریان فعال در امر مبادلات مرزی انجام گرفت و آن کوچ کاشانی های مقیم قصر شیرین بود که در امر صادرات فرش و ابریشم به عراق فعالیت داشتند.
  3. سومین حادثه که به موقعیت اقتصادی – اجتماعی قصر شیرین صدمه وارد کرد، در سال 1339 ه. ش بود و آن مدرن شدن دستگاه ها و ماشین آلات استخراج و تصفیه نفت در نفت شاه بود که باعث تقلیل نیروی کار کارگری و پرسنل اداری نفت شاه و تلمبه خانه های تابع آن بود که جمعیت نفت شهر تقریباً به صفر رسید و در نتیجه قصر شیرین یکی دیگر از کانال های در آمد خود را ازدست داد.
  4. چهارمین ضربه اقتصادی –اجتماعی، جدا شدن سر پل ذهاب و روستاهای تابع آن از قصر شیرین می باشد. سر پل ذهاب یکی از بخش های پر جمعیت قصر شیرین بود که به شهرستان تبدیل گردید و از قصر شیرین جدا و مستقل شد. بنابراین تمامی روابطی که خود بخش سرپل و بیش از 120 آبادی تابعه آن با قصر شیرین داشتند، قطع گردید.
  5. آخرین و بزرگترین ضربه را جنگ تحمیلی عراق با ایران به قصر شیرین وارد نمود به طوری که موارد زیان بار گذشته هیچ کدام به این اندازه در تخریب و بیرون راندن مردم قصر شیرین مؤثر نبودند. جنگ و عوارض ناشی از آن – تخریب کامل شهر قصر شیرین – بافت و ترکیب جمعیتی شهر را کاملاً دگرگون کرد . افراد دارای سن بالا و تقریباً پیر با تمام علاقه ای که به موطن خود داشتند، توانایی سازندگی را از دست داده بودند و قادر به بازسازی آن نبودند. نیروی جوان نیز که بیش از ده سال از عمر خود را در خارج از قصر شیرین سپری کرده بود، با علائقی که به محل و مکان جدید محل زندگی پیدا نموده بودند، هیچ گاه فکر سکونت در قصر شیرین را در ذهن خود نداشت.

خرابی ها فراوان، سازمان ها به هم ریخته، روابط اجتماعی- اقتصادی- فامیلی: از بین رفته، امکانات زندگی بسیار پایین و کم و در حد صفر، نبودن شغل به خصوص جهت نسل جوان، دوری از امکانات دانشگاهی و بهداشتی و بیمارستانی، انس گرفتن با شهرهای بزرگی چون کرمانشاه و تهران و کرج و شهرهای شمالی کشور با داشتن تمام وسایل تفریحی و سرگرمی و . . . همه و همه دست به دست هم دادند که مردم جنگ زده مناطق مرزی که از شهرهایشان جز تلی خاک باقی نمانده بود، رغبتی و انگیزه ای برای بازگشت به شهر خود نشان دهند.

خواندن 148 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 06 اسفند 1396 ساعت 17:34
محتوای بیشتر در این بخش: « قصرشیرین را خوب دوست بداریم

نظرات (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس 0 رای
در حال حاضر هیچ نظری وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location